کمپین Demand Gen گوگل ادز بر پایه هدفگیری مخاطبانی عمل میکند که هنوز وارد مرحله جستجو نشدهاند اما احتمال تعامل یا خرید در آنها وجود دارد. این کمپین با تکیه بر دادههای رفتاری و تحلیل الگوریتمی، تبلیغات را در محیطهایی که کاربران بیشترین زمان را در آن سپری میکنند نمایش میدهد. ماهیت آن بر ایجاد آگاهی، افزایش تعامل و شکلدهی تقاضا قبل از ورود کاربر به مرحله تصمیمگیری متمرکز است. محیطهای بصری، فرمتهای ویدئویی، نمایش در فیدهای تعاملی و استفاده از دادههای سیگنال مخاطب باعث شده این کمپین نقش مهمی در مسیر آگاهیسازی برند داشته باشد. ویژگیهای آن، از جمله انعطاف در نمایش، بهرهگیری از یادگیری ماشین و هماهنگی با فرمتهای واکنشگرا، موجب شده برای کسبوکارهایی که به دنبال دسترسی وسیع هستند گزینهای مناسب باشد.
در این مقاله هشت پا مارکتینگ قصد داریم سازوکار کمپین Demand Gen، تفاوت آن با Discovery و شیوه ساخت آن را توضیح دهیم.
کمپین دیمند جن چیست و چه هدفی دارد؟
کمپین Demand Gen گوگل ادز بر پایه تحلیل رفتاری و نمایش هدفمند طراحی شده و نقش آن هدایت مخاطب در اولین مراحل مواجهه با برند است. این کمپین با ساختار بصری و تمرکز بر فیدهای پربازه، امکان نمایش گسترده به کاربرانی را فراهم میکند که احتمال تعامل یا علاقهمندی در آنها وجود دارد. تکیه آن بر دادههای رفتاری موجب میشود نمایشها در زمان و مکان مناسب انجام شود و ارتباط اولیه میان کاربر و برند برقرار گردد.
تعریف کمپین Demand Gen به زبان ساده
این کمپین نوعی از تبلیغات نمایشی و مبتنی بر محتواست که پیش از انجام جستجو، کاربر را با برند آشنا میکند. هدف اصلی آن ورود به بخش ابتدایی قیف بازاریابی و ساخت ارتباط اولیه با کاربر است. این مدل نمایش، با ترکیب فرمتهای ویدئویی و تصویری، شرایطی ایجاد میکند که کاربر بدون نیاز به جستجوی مستقیم، در معرض پیام قرار گیرد. تمرکز آن بر رفتار کاربران در محیطهای بصری، اثرگذاری اولیه را افزایش میدهد.
نقش هوش مصنوعی در کمپین دیمند جن گوگل ادز
بخش اصلی عملکرد این کمپین بر الگوریتمهای هوش مصنوعی و یادگیری ماشین استوار است. تحلیل مستمر رفتار کاربران در فیدها، ویدئوها و تعاملات باعث میشود سیستم تشخیص دهد کدام گروه از مخاطبان آمادگی بیشتری برای تعامل دارند. استفاده از audience signals امکان هدایت ترافیک به گروههای دقیقتر را فراهم میکند و با تطبیق مداوم دادههای عملکردی، نمایشهای غیرمرتبط کاهش مییابد. این فرایند موجب سازگاری دقیق با الگوهای مصرف محتوای کاربران میشود.
هدف اصلی کمپین Demand Gen در ایجاد تقاضا و آگاهی از برند
هدف این کمپین ایجاد مواجهه اولیه و ساخت شناخت پایدار است. نمایش مکرر و هدفمند به کاربر باعث میشود برند در ذهن او ثبت شود و احتمال مراجعه یا جستجوی مستقیم در آینده افزایش یابد. در کنار این نقش آگاهیسازی، این کمپین با ایجاد تعامل اولیه، زمینه جذب مخاطب و ورود او به مراحل پایینتر قیف فروش را فراهم میکند. از آنجا که بخش مهمی از این فرآیند بر محتواهای بصری استوار است، تقویت حضور برند در محیطهای پرترافیک بهطور مستقیم امکانپذیر میشود.

تبلیغات Demand Gen کجاها نمایش داده میشوند؟
نمایش این کمپین در محیطهایی انجام میشود که کاربران بیشترین زمان را برای مشاهده محتوای بصری صرف میکنند. این جایگاهها امکان ارائه ترکیب ویدئو و تصویر را فراهم میکنند و به دلیل ساختار محتوایی، میزان تعامل و توجه کاربر را افزایش میدهند. استفاده از این فضاها باعث میشود دسترسی گستردهتری به مخاطبان بالقوه ایجاد شود و پیام برند در معرض گروههای متنوعتری قرار گیرد.
نمایش تبلیغات Demand Gen در YouTube Feed
در فید اصلی یوتیوب، تبلیغات مبتنی بر تصویر و ویدئو در میان محتواهای پیشنهادی قرار میگیرند. این بخش به دلیل الگوی مصرف مداوم محتوا، نقطه تماس مؤثری برای ایجاد تعامل اولیه است. نمایش در این فضا موجب افزایش احتمال کلیک و مشاهده میشود و برای کسبوکارهایی که به حضور بصری نیاز دارند، گزینهای سازگار است.
حضور تبلیغات دیمند جن در YouTube Shorts
نمایش در بخش شورتز به دلیل مصرف سریع و حجم بالای بازدید، فرصت مناسبی برای افزایش مواجهه ایجاد میکند. فرمت ویدئویی کوتاه باعث میشود پیام تبلیغاتی در زمان محدود منتقل شود و نرخ تعامل افزایش یابد. این جایگاه برای برندهایی که محتواهای ویدئویی سبک و کوتاه دارند کارایی بیشتری ایجاد میکند.
جایگاه کمپین Demand Gen در Discover Feed جدید گوگل
فید دیسکاور محیطی مبتنی بر پیشنهاد محتواست و رفتار کاربران در آن نقش اصلی را در انتخاب نمایش دارد. این محیط امکان ارائه تبلیغات واکنشگرا را فراهم میکند و تمرکز بر تصویر باعث میشود پیام بهصورت مستقیم دیده شود. این جایگاه برای افزایش آگاهی اولیه و جذب بازدیدهای اولیه مؤثر است.
نمایش تبلیغات Demand Gen در Gmail Promotions
در بخش پروموشن جیمیل، تبلیغات در قالب پیامهای بصری نمایش داده میشوند. این نوع نمایش باعث میشود کاربر در زمان بررسی ایمیل، پیام تبلیغاتی را مشاهده کند. ساختار این جایگاه برای کمپینهایی که به حجم نمایش بالا و ارتباط اولیه نیاز دارند مناسب است، زیرا کاربر در محیطی غیرجستجویی با برند مواجه میشود.

تفاوت کمپین Demand Gen با Discovery
ساختار کمپین Demand Gen نسبت به Discovery گستره نمایش بیشتری دارد و به دلیل تمرکز بر دادههای رفتاری، هدفگیری دقیقتری ارائه میدهد. این تفاوتها موجب میشود عملکرد کمپین در مرحله آگاهیسازی و ایجاد تعامل بهبود یابد. ترکیب فرمتهای ویدئویی و تصویری نیز انعطاف بیشتری در ارائه پیام ایجاد میکند و امکان سازگاری با فیدهای مختلف را فراهم میسازد.
تفاوت جایگذاریها در کمپین Demand Gen و Discovery
جایگذاریها در Demand Gen شامل فید یوتیوب، شورتز، دیسکاور و جیمیل است. در مدل قبلی، تمرکز اصلی روی دیسکاور و تعداد محدودی از جایگاهها قرار داشت. افزایش تنوع در Demand Gen باعث شده مسیر تماس با مخاطب در محیطهای پرمصرف دیجیتال گستردهتر باشد و نمایشها به گروه کاربران بیشتری برسد.
تفاوت Audience Signals در Demand Gen و Discovery
در Demand Gen، سیگنالهای مخاطب بر پایه دادههای دقیقتری تفسیر میشود و امکان استفاده از مدلهای مشابهسازی مخاطب فراهم است. این سازوکار باعث افزایش دقت هدفگیری و رساندن پیام به کاربرانی میشود که رفتار نزدیکتری به مشتریان بالقوه دارند. در نسخه قبلی، میزان انعطاف در مدیریت سیگنالها محدود بود و بهینهسازی رفتار کاربران با سرعت پایینتری انجام میشد.
تفاوت Creative Assets در کمپین دیمند جن و دیسکاوری
فرمتهای خلاقه در Demand Gen شامل تصاویر، ویدئوها و ترکیبهای واکنشگراست. در نسخه دیسکاوری، فرمت ویدئویی امکان اجرا نداشت و تمرکز بر تصاویر بود. افزودن ویدئو موجب میشود محتوای تبلیغاتی برای محیطهای پرمصرف مانند یوتیوب و شورتز مناسبتر شود و سطح تعامل افزایش یابد.
تفاوت اهداف بازاریابی در Demand Gen و Discovery
تمرکز Demand Gen بر ایجاد تقاضا و افزایش آگاهی در مراحل اولیه چرخه تصمیمگیری است. این مدل برای زمانی مناسب است که نیاز به نمایش گسترده و تماس اولیه با برند وجود دارد. در نسخه دیسکاوری، اهداف بیشتر به سمت جذب تعامل محدود و نمایشهای کمتر هدایت میشد. ساختار جدید موجب شده امکان استفاده از اهداف دقیقتر و هماهنگ با مراحل بالایی قیف بازاریابی فراهم شود.
جدول مقایسهای کمپین Demand Gen و Discovery
پیش از بررسی مزایای کمپین Demand Gen، مقایسه ساختاری این کمپین با مدل Discovery کمک میکند تفاوت در فرمتهای نمایشی، هدفگیری مخاطب و نقش هوش مصنوعی روشن شود. جدول زیر نشان میدهد هر دو کمپین چگونه در جایگذاریها، سیگنالهای مخاطب و اهداف بازاریابی از یکدیگر متمایز میشوند.
| معیار مقایسه | Demand Gen | Discovery |
| تنوع جایگذاریها | پوشش YouTube Feed، YouTube Shorts، Discover Feed و Gmail | محدود به Discover و نمایشهای کمتر |
| فرمتهای قابل استفاده | تصویر، ویدئو و ترکیب خلاقههای واکنشگرا | تمرکز بر تصویر و فرمتهای غیر ویدئویی |
| دقت Audience Signals | بهرهگیری از دادههای مشابهسازی و تحلیل رفتار | دقت پایینتر در تشخیص مخاطبان مشابه |
| هدفگذاری بازاریابی | ایجاد تقاضا و افزایش آگاهی در مراحل اولیه | تمرکز بر نمایش محدود و تعامل کمتر |
| انعطاف در مدیریت نمایش | سازگاری با چند محیط بصری | محدود به یک محیط اصلی |
| نقش هوش مصنوعی | استفاده گسترده از یادگیری ماشین | سطح استفاده محدودتر |
مزایای کمپین Demand Gen برای تبلیغات گوگل ادز
این کمپین با ترکیب نمایش گسترده، هدفگیری دقیق و فرمتهای متنوع، شرایطی ایجاد میکند که احتمال تعامل اولیه افزایش یابد. استفاده از دادههای رفتاری موجب میشود پیام تبلیغاتی متناسب با الگوی مصرف محتوا به کاربر نمایش داده شود. در نتیجه، برند در محیطهایی دیده میشود که کاربر آمادگی بیشتری برای مشاهده محتوای بصری دارد.
کارایی کمپین Demand Gen برای Awareness و Engagement
دسترسی گسترده در فیدها و نمایش در محیطهای بصری امکان افزایش آگاهی اولیه را فراهم میکند. ساختار این کمپین باعث میشود کاربر پیش از اقدام به جستجو با برند آشنا شود و در صورت نیاز به محصول یا خدمت، احتمال مراجعه مستقیم افزایش یابد. ایجاد تعامل اولیه در این مرحله نقش مهمی در شکلدهی ارتباط با برند دارد.
عملکرد مناسب Demand Gen در یوتیوب شورتز
نمایش در شورتز به دلیل مصرف سریع محتوا، مناسب کسبوکارهایی است که پیام خود را در قالب ویدئوی کوتاه ارائه میکنند. الگوی نمایش عمودی و سرعت بالای مصرف محتوا باعث افزایش نرخ تعامل میشود و به دلیل حجم بالای بازدید، امکان دیدهشدن بیشتر فراهم خواهد شد.
انعطافپذیری فرمتهای تصویری و ویدئویی در Demand Gen
اجرای ترکیبی تصویر و ویدئو موجب میشود محتوای تبلیغاتی با ساختارهای مختلف فید هماهنگ باشد. تطبیق فرمتها با فضای یوتیوب، دیسکاور و جیمیل باعث افزایش کیفیت نمایش و انتقال بهتر پیام میشود. این سطح از انعطافپذیری در مدلهای قبلی وجود نداشت و نمایشها محدود به تصویر بود.
استفاده هوشمندانه از Audience Signal در کمپین دیمند جن
سیگنالهای مخاطب با هدف افزایش دقت در هدفگیری تحلیل میشوند. این سیگنالها به سیستم کمک میکنند مخاطبانی را شناسایی کند که رفتار مشابه با مشتریان بالقوه دارند. بهینهسازی مداوم این دادهها موجب کاهش نمایشهای غیرمرتبط و افزایش احتمال تعامل در مراحل اولیه میشود.

چه کسبوکارهایی باید کمپین دیمند جن اجرا کنند؟
ساختار این کمپین بر نمایش گسترده و تأثیرگذاری اولیه بنا شده و برای کسبوکارهایی مناسب است که نیاز به افزایش مواجهه و تقویت حضور بصری دارند. عملکرد آن در مرحله آگاهیسازی باعث میشود برندهایی که به دنبال ایجاد ارتباط اولیه با مخاطب هستند، از این مدل نمایش بهره ببرند. استفاده از فرمتهای تصویری و ویدئویی نیز موجب میشود کسبوکارهای دارای محتوای بصری، بازدهی بیشتری دریافت کنند.
اجرای Demand Gen برای فروشگاههای اینترنتی
فروشگاههای اینترنتی به دلیل تنوع محصول و نیاز به دیدهشدن گسترده، سازگاری قابل توجهی با این کمپین دارند. نمایش در فیدهای پرترافیک باعث میشود محصولات در معرض کاربران بیشتری قرار گیرد و احتمال مراجعه مستقیم به سایت افزایش یابد. این مدل برای زمانی مناسب است که فروشگاه قصد معرفی مجموعههای جدید یا پیشنهادهای ویژه را داشته باشد.
مناسب بودن کمپین دیمند جن برای برندهای B2C
ساختار رفتاری مخاطبان B2C با فیدهای بصری هماهنگ است و مشاهده محتوا در محیطهای تعاملی باعث افزایش شناخت برند میشود. این گروه از برندها برای ایجاد ارتباط اولیه و شکلدهی تقاضا به نمایشهای پرحجم نیاز دارند و Demand Gen چنین شرایطی را فراهم میکند.
تأثیر Demand Gen بر کسبوکارهای دارای محصولات بصری
محصولاتی که ماهیت بصری دارند، مانند پوشاک، لوازم دکوراتیو و کالاهای مصرفی، در این کمپین عملکرد بهتری ثبت میکنند. نمایش در محیطهای تصویری و ویدئویی موجب میشود ویژگیهای محصول در لحظه دیده شود و کاربر ارتباط سریعتری با آن برقرار کند.
کاربرد کمپین Demand Gen برای خدمات نیازمند Awareness
کسبوکارهایی که ارائهدهنده خدمات هستند و نیاز به آگاهی اولیه دارند، از این کمپین بهرهمند میشوند. گروههایی مانند خدمات آموزشی، گردشگری و حوزههای عمومی میتوانند با استفاده از نمایشهای گسترده، شناخت اولیه را در میان مخاطبان تقویت کنند و مسیر مراجعه بعدی را هموار سازند.
آموزش ساخت کمپین Demand Gen (مرحلهبهمرحله)
ساخت این کمپین بر پایه انتخاب هدف مناسب، تنظیم سیگنالهای مخاطب و بارگذاری خلاقههای بصری انجام میشود. هماهنگی میان این عناصر باعث میشود نمایشها با رفتار کاربران تطبیق پیدا کند و پیام تبلیغاتی در محیطهای پربازدید ارائه شود. تنظیمات بودجه و استراتژی بیدینگ نیز نقش مهمی در کنترل عملکرد کمپین دارد.
انتخاب Marketing Objective مناسب برای Demand Gen
انتخاب هدف باید با ماهیت کمپین هماهنگ باشد. گزینههایی مانند افزایش تعامل، ثبت تبدیل یا جذب ترافیک، مسیر نمایش را برای سیستم مشخص میکنند. این انتخاب تعیین میکند که سیستم چه نوع رفتارهایی را بهعنوان سیگنال اصلی تفسیر کرده و نمایش را به کدام گروه از مخاطبان هدایت کند. هماهنگی میان هدف و ساختار محتوای تبلیغی موجب افزایش سازگاری کمپین با رفتار کاربران خواهد شد.
انتخاب فرمت تبلیغات ویدیو، تصویر یا Carousel
فرمتهای موجود شامل ویدئو، تصویر تکی و کاروسل است. هر فرمت نقش مشخصی در انتقال پیام دارد و انتخاب آن باید با نوع محصول یا خدمت هماهنگ باشد. ویدئو مناسب نمایش سریع پیام است و تصویر برای معرفی مستقیم محصول کاربرد دارد. کاروسل امکان نمایش مجموعهای از تصاویر را فراهم میکند و برای ارائه چند محصول بهصورت همزمان مناسب است.
تنظیم Audience Signals دقیق در کمپین دیمند جن
سیگنالهای مخاطب شامل علایق، دادههای رفتاری و گروههای مشابه هستند. این سیگنالها جهتدهی اولیه را به الگوریتم ارائه میکنند و باعث میشوند نمایشها به مخاطبان نزدیکتر به هدف تجاری برسد. استفاده از دادههای رفتاری موجب میشود سیستم گروههایی را شناسایی کند که احتمال تعامل یا مراجعه بیشتری دارند. این مرحله باید با دقت انجام شود تا از کاهش اثربخشی کمپین جلوگیری شود.
انتخاب Bid Strategy صحیح در Demand Gen
استراتژیهای بیدینگ شامل مدلهای مبتنی بر کلیک، تبدیل یا ارزش تبدیل هستند. انتخاب هر مدل بر اساس هدف کمپین انجام میشود. اگر هدف افزایش ترافیک باشد، مدل کلیکی انتخاب مناسبی است. در مواردی که هدف ثبت تبدیل یا هدایت کاربر به رفتار خاص است، مدلهای مبتنی بر تبدیل کارایی بیشتری دارند. هماهنگی میان استراتژی بیدینگ و بودجه باعث کنترل بهتر هزینهها و افزایش بازدهی میشود.
تنظیم بودجه و زمانبندی کمپین Demand Gen
بودجه باید بر اساس دوره نمایش و حجم مورد انتظار تعامل تعیین شود. نمایشهای گسترده در فیدها نیازمند توزیع مناسب بودجه است تا سیستم بتواند رفتار کاربران را تحلیل و روند نمایش را اصلاح کند. زمانبندی کمپین نیز تعیین میکند نمایشها در چه بازههایی انجام شوند تا بالاترین سطح تعامل حاصل گردد. این تنظیمات نقش مهمی در پایداری عملکرد کمپین دارند.

اشتباهات رایج هنگام اجرای کمپین دیمند جن
عملکرد این کمپین زمانی بهینه میشود که سیگنالها، خلاقهها و اهداف بازاریابی با یکدیگر هماهنگ باشند. ضعف در هر یک از این مؤلفهها باعث کاهش دقت هدفگیری و افت تعامل میشود. جلوگیری از این خطاها موجب میشود نمایشها در مسیر درست قرار گیرد و هزینهها به شکل مؤثرتری مصرف شوند.
ضعف در Audience Signal
سیگنالهای مخاطب مسیر اولیه الگوریتم را مشخص میکنند. اگر این سیگنالها دقیق انتخاب نشوند، سیستم به گروههایی دسترسی پیدا میکند که ارتباطی با هدف تجاری ندارند. این مشکل باعث کاهش کیفیت نمایش و افزایش هزینهها خواهد شد. تعیین علایق، دادههای مشابه و گروههای مرتبط باید بر اساس شناخت واقعی از رفتار کاربران انجام شود تا خطای هدفگیری کاهش یابد.
استفاده از خلاقههای ناکافی در Demand Gen
فرمتهای تصویری و ویدئویی نقش اصلی در جذب توجه دارند. کمبود تصاویر یا ویدئوهای مناسب باعث میشود سیستم نتواند تبلیغ را با فیدهای مختلف تطبیق دهد و کیفیت نمایش کاهش یابد. این مسئله نرخ تعامل را کم میکند و به دلیل نداشتن گزینههای کافی، تبلیغ در برخی جایگاهها نمایش نمییابد. تنوع خلاقهها برای سازگاری با محیطهای متعدد ضروری است.
انتخاب هدف نامناسب برای کمپین Demand Gen
هماهنگی هدف با نوع نمایش اهمیت زیادی دارد. انتخاب هدفی که با ساختار کمپین سازگار نباشد باعث سردرگمی سیستم و افت راندمان میشود. برای مثال، انتخاب هدفی که به دادههای تبدیل نیاز دارد در شرایطی که داده کافی وجود ندارد، عملکرد را محدود میکند. هدف باید با مرحله آگاهیسازی و نوع نمایش در فیدها هماهنگ باشد.
تحلیل نادرست دادههای عملکرد کمپین
ارزیابی دادهها نقش اصلی در بهینهسازی دارد. اگر دادهها بهدرستی تحلیل نشوند، مسیر اصلاح کمپین مشخص نخواهد شد. عواملی مانند نرخ تعامل، رفتار مخاطبان و عملکرد خلاقه باید بهصورت مستمر بررسی شوند. تحلیل ناقص موجب میشود سیگنالها بهدرستی اصلاح نشوند و هزینهها به سمت نمایشهای غیرمرتبط هدایت گردد.
چگونه عملکرد کمپین Demand Gen را تحلیل کنیم؟
تحلیل عملکرد این کمپین بر اساس دادههای رفتاری و میزان تعامل انجام میشود. ارزیابی مستمر شاخصها موجب میشود نقاط ضعف شناسایی و مسیر نمایش بهینه شود. بررسی دقیق دادهها باعث میشود سیستم در طول زمان کارآمدتر عمل کند و گروههای مخاطب با احتمال تعامل بیشتر شناسایی شوند.
KPIهای کلیدی در تحلیل کمپین Demand Gen
شاخصهای کلیدی شامل نرخ تعامل، نرخ کلیک، رفتار کاربران پس از مشاهده تبلیغ و میزان تحقق هدف انتخابشده است. این شاخصها نشان میدهند نمایشها تا چه اندازه با هدفگذاری اولیه هماهنگ هستند. تحلیل این دادهها کمک میکند تصمیمگیری درباره بودجه، فرمت خلاقه و سیگنالهای مخاطب با دقت بیشتری انجام شود.
تحلیل Audience Performance در دیمند جن
عملکرد مخاطبان نشان میدهد کدام گروه از نظر رفتار و میزان تعامل به هدف نزدیکتر هستند. بررسی دقیق دادهها به شناسایی گروههایی کمک میکند که ظرفیت بالاتری برای تعامل دارند. این تحلیل باعث میشود سیگنالهای مخاطب اصلاح شوند و مسیر نمایش به سمت گروههای دقیقتر هدایت گردد.
تحلیل Creative Performance در Demand Gen
ارزیابی عملکرد خلاقهها مشخص میکند کدام تصویر یا ویدئو بیشترین میزان توجه را ایجاد کرده است. این دادهها در انتخاب خلاقههای مؤثر نقش مهمی دارند. تطبیق مداوم عناصر بصری موجب میشود کیفیت نمایش افزایش یابد و نرخ تعامل در فیدهای مختلف بهبود پیدا کند.
جمعبندی
ساختار کمپین Demand Gen گوگل ادز بر پایه نمایش هدفمند و ایجاد شناخت اولیه از برند طراحی شده است. این کمپین با ترکیب فرمتهای تصویری و ویدئویی، تحلیل دادههای رفتاری و استفاده از سیگنالهای مخاطب، امکان نمایش در فیدهای پرترافیک را فراهم میکند. مکانیزم آن برای زمانی مناسب است که نیاز به افزایش آگاهی، جذب تعامل اولیه و شکلدهی تقاضا وجود دارد. تنوع جایگاهها و انعطاف در شیوه نمایش موجب میشود پیام تبلیغاتی در لحظهای که کاربر با محتوای بصری درگیر است دیده شود و فرآیند آشنایی با برند با سرعت بیشتری انجام گیرد. کسبوکارهایی که به مواجهه گسترده نیاز دارند میتوانند از این کمپین برای تثبیت حضور خود در مسیر تصمیمگیری مخاطب استفاده کنند.
سوالات متداول
کمپین Demand Gen گوگل ادز چه نقشی در تبلیغات دارد؟
این کمپین با نمایش در فیدهای بصری، شرایطی ایجاد میکند که کاربر پیش از جستجو با برند مواجه شود. ترکیب دادههای رفتاری و الگوریتمهای یادگیری ماشین امکان هدفگیری دقیق و ایجاد تعامل اولیه را فراهم میکند.
تفاوت اصلی کمپین Demand Gen با Discovery چیست؟
ساختار Demand Gen شامل فرمتهای ویدئویی و تصویری است و جایگذاریهای بیشتری را پوشش میدهد. این تفاوت باعث افزایش حجم نمایش و بهبود دقت هدفگیری میشود.
این کمپین برای چه کسبوکارهایی مناسب است؟
کسبوکارهای دارای محصولات بصری، فروشگاههای اینترنتی و برندهای B2C بیشترین سازگاری را با این مدل دارند. همچنین کسبوکارهایی که نیازمند افزایش آگاهی اولیه هستند از مزایای آن بهرهمند میشوند.
کدام شاخصها برای تحلیل عملکرد Demand Gen مهم هستند؟
شاخصهایی مانند نرخ تعامل، رفتار مخاطبان در فیدها و عملکرد خلاقهها معیارهای اصلی برای ارزیابی کمپین محسوب میشوند. این شاخصها مسیر بهینهسازی را مشخص میکنند.
نقش Audience Signals در این کمپین چیست؟
سیگنالهای مخاطب مسیر اولیه هدفگیری را مشخص کرده و به سیستم کمک میکنند گروههای مشابه و مرتبط را شناسایی کند. این فرآیند موجب افزایش دقت نمایش و کاهش هزینههای غیرمرتبط میشود.




